|
وقتي دشمنان شروع به استهزا و تمسخر شما مي كنند تا از شما انتقام بگيرند. اين مسخرگي و بازي ها و شكلك هايي كه در مي آورند از روي كينه خواهي و انتقام جويي است. انتهاء التحریر : مائده ۵۸ و ۵۹ می خندیدند و بر حالشان گریستم ... و جعل منهم القردة و الخنازیر و عبد الطغوت اولئک شر مکانا و اضل عن سواء السبیل والله اعلم بما کانوا یکتمون ...
+ |
همیشه از نگاه تو با تو عبور می کنم از این که عاشق تو ام حس غرور می کنم دوباره با سلام تو تازه ی تازه می شوم با نفس ساده ی تو غرق ترانه می شوم انتهاء التحریر : از آنِ او من از سطح سیمانی قرن می ترسم. س.س + |
بار الها ! اگر جرات داری، بیا جاها عوض !
انتهاءالتحریر : پس این کلید دوم دفترم کجاست؟ شبا خوابم نمی بره.
روزگار عجیبی است، یه خورده پارو بزن.
+ |
اللهم فک کل اسیر
انتهاء التحریر : نرضی برضائک + |
همیشه یه سوال تو ذهنم مطرحه؛ اونم اینه که اگه بگن فردا می میری، اولین کاری که می کنی چیه ؟
انتهاء التحریر : دوستی گفت : از شرم و زیادی گناه، دوست دارم همین امروز بمیرم.
+ |
نغمه هايش در دل شب بوي عرش مي دادند. ثانيه ها محو تماشاي عشق بازي ربوبي اند و زمان سخره ي ديدار دو چشم، مات و مبهوت شاه و شهنوازي بانوي مدينه است. غربت رضوي در برد و سلام مدينه غرق مي گردد و ايثار و فداكاري در نظر گاه هم رخ مي بازند و حماسه ي زينب و حسين تكرار مي شود و عشق معنا مي گيرد ... آري خدا لبخندي به لب داشت كه فاطمه را به هستي عطا كرد و قم و خاك پاك جمكران سالها غرق در اين موهبت سجده بر شكرانه ي حق مي نهند. و اوست كه وجود نساء و بنات عالم را چون مادرش به اهتزاز قله ي افتخار مي برد. السلام عليكِ يا فاطمة المعصومة
مباركباد ميلادش بر رهروانش
انتهاء التحرير : مهرماه ۸۶
+ |
اشتباه از ما بود که خواب سرچشمه را در خیال پیاله می دیدیم. دستهامان خالی، دلهامان پر، گفت و گوهامان مثلا یعنی ما ...
از خانه که می آیی یک دستمال سفید و تحملی طولانی بیاور؛ احتمال گریستن ما بسیار است ... بسیار است ...*
* س.ع.ص
انتهاء التحریر: ۴ ماه از کویر دور بودن، یعنی دیوانگی ...
+ |
راستش را بخواهی " ری را "، یک روز پشت همین پرچین چشمان یک آهو را بوسیدم بعد به من گفتند، آهو نبود. دو سه کبوتر به لکنت زبانم خندیدند ولی مگر من از رو می روم ...*
انتهاء التحریر : *سید علی صالحی
+ |
وقتي كه يكي از بزرگترين آرزوهات برآورده شه اين مي شه :
شهر بزرگ صد دروازه
انتهاءالتحریر : ...
+ |
حزين لاهيجي رضي الله عنه :
اي واي بر اسيري كز ياد رفته باشد در دام مانده باشد صياد رفته باشد ديشب صداي تيشه از بيستون نيامد گويا به خواب شيرين فرهاد رفته باشد ...
انتهاء التحرير : کوس نبرد ما مزن، انديشه کن کز خيل ما گر يک دعا تازد برون، بر يک جهان لشکر زند آتشفشان است اين هوا، پيرامن ما نگذري خصمي به بال خود کند، مرغي که اينجا پر زند *
* آقا وحشي بافقي
+ |
سهراب بازم مي گه : من به اندازه ي يك ابر دلم مي گيرد وقتي از پنجره مي بينم حوراء ـ دختر بالغ همسايه ـ پاي كمياب ترين نارون روي زمين فقه مي خواند ... انتهاء التحرير : ...
سهراب می گه : مرگ، مسئول قشنگی پر شاپرک است ...
انتهاء التحریر : هنوز کلید دوم دفتر شعرم پیدا نشده ...
+ |
نمی دونم که چرا پشه هایی که نیش می زنن، جنسیتشون ماده است.
انتهاء الحریر : برداشت بد نشود. فقط اندکی تامل؛ همین
+ |
يوسف به اين رها شدن از چاه دل مبند اين بار مي برند كه زنداني ات كنند اي گل گمان مبر به شب جشن مي روي شايد به خاك مرده اي ارزاني ات كنند يك نقطه بيش فرق رجيم و رحيم نيست از نقطه اي بترس كه شيطاني ات كنند آب طلب نكرده هميشه مراد نيست گاهي بهانه است كه قرباني ات كنند
شاعر شفيق : فاضل نظري
انتهاء التحرير : مي رسد از سمت كوفه بانگ جان سوز جدايي ...
+ |
چرا فکر می کنی خدا تو قرآن گفته : ان الله یحب التوابین، ولی نگفته ان الله یحب التائبین ؟
انتهاء التحریر : صد بار اگر توبه شکستی باز آی + |
|
| ||||||